ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد (مترجم: خسروشاهى)

39

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى)

بررسىهاى اسلامى و لغت عربى را تأسيس كردم و براى پذيرش بيست هزار دانش‌جو از سوى دانشگاه ، برنامه‌ريزى نمودم و چاپ‌خانهء دانشگاه را تأسيس كردم و نخستين كنفرانس جهانى را دربارهء « دعوت و تربيت مبلّغ » برگزار نمودم . تعدادى تأليفات و چندين فرزند دختر و پسر دارم . اين مختصرى از زندگى من بود كه براى ذكر نعمت الهى ، بازگو نمودم و از خداوند متعال راست‌گويى و اخلاص و تحصيل علم و عمل به آن را مسئلت دارم . انه سميع مجيب » . « 1 » اكنون پس از شناخت « مقامات شيخ » ! نوبت به مقدمهء دو صفحه‌اى او مىرسد . ترجمه آن شايد در « ايران » دير شود ! . اين دو صفحه دربارهء علت تأليف كتاب ، چگونگى چاپ نخست آن و اصرار شيوخى چون « ابن باز » بر چاپ مستقل آن است : بسم‌اللَّه الرحمن الرحيم الحمدللَّه رب العالمين و صلىاللَّه و سلم و بارك على عبده و رسوله نبيّنا محمد و على آله و اصحابه و تابعيهم باحسان ، الى يوم الدين . اما بعد : در ماه ربيع الأوّل سال 1400 هجرى ، توسط پست ، بسته‌اى به‌دستم رسيد كه از سوى رياست دادگاه‌هاى شرعى « قطر » به آدرس من ارسال شده بود و شامل سه نسخه از رسالهء « شيخ عبداللَّه بن زيد آل محمود » رئيس دادگاه‌هاى شرعى قطر بود و نام آن « لامهدى ينتظر ، بعد الرسول خير البشر » بود . هنگامى كه آن را مطالعه كردم ، ديدم كه نويسندهء آن به‌طور آشكار از بعضى نويسندگان قرن چهاردهم تقليد و دنباله روى نموده ، در حالى كه آنان هيچ‌گونه خُبرگى در احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و شناخت صحيح و غير صحيح آنها را ندارند و با تكيه بر شبهه‌هاى بىاساس عقلى به انكار و تكذيب احاديث وارده دربارهء مهدى پرداخته‌اند . به اين نيز بسنده نكرده و به مقام شامخ علماى پيشين و پسين جسارت ورزيده و ادّعا نموده‌اند كه علما ، فقها و

--> ( 1 ) . كتاب الرّد على من كذب بالاحاديث الصحيحه الوارده فى المهدى ، ص 224 و 223 ، چاپ اوّل ، مطابع الرشيد ، مدينه منوره ، 1402 ه .